الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
501
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
مردم به « قريش » چشم مىدوزند و مىگويند آنها قوم و قبيله محمدند ، ( و به آنها احترام مىگذارند ) ولى قريش بين خود مىگويند « آل محمد » براى خود بخاطر نبوت محمد ( ص ) بر مردم برترى قائلند ، و خود را رئيس خلافت مىدانند ، نه قريش و نه ديگر مردم را ! ( اقتباس از شرح ابن ابى الحديد جلد 9 صفحه 50 - 58 ) ( 267 . ) اين سخن را صاحب « غرر » 1 - غرر - صفحه 135 و 359 در صفحه 135 و 359 آورده ، و اختلافى كه با آنچه در نهج البلاغه است دارد دليلى است كه نويسندهء « غرر » از مدركى غير از نهج - البلاغه نقل كرده است . ( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 2 صفحه 314 جلد 2 صفحه 314 ) ( 268 . ) در اين خطبه امام ( ع ) از « غيبت » و عيبجوئى ديگران نهى كرده و دستور داده است : پيش از آن بايد متوجه عيوب خود بود ، در اينجا بحث كوتاهى در باره غيبت لازم به نظر مىرسد كه بايد به آن اشاره نمود : « غيبت » عبارت از ذكر و يادآورى نقاط ضعف و معايب پنهانى ديگران است كه اگر بشنوند ناراحت شوند ، خواه مربوط به جنبههاى دينى ، اخلاقى ، روحى و اجتماعى باشد ، يا مربوط به جهات جسمى اعم از قيافه ، اعضاى بدن و نيروهاى جسمى و يا طرز حركات و رفتار و يا مربوط به متعلقات انسان اعم از زن و فرزند ، لباس و خانه و . . . و اين كار چه با زبان گفته شود يا با نوشتن انجام گيرد و يا با اشاره و تقليد در آوردن باشد همه غيبت محسوب مىشود . غيبت به صريح آيه 12 سوره « حجرات » تحريم شده ، چنان كه مىفرمايد :